- تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 15:17
دیشب قبل از خواب به موضوعی تکراری و اغلب ترسناک فکر می کردم؛ مرگ. این روزها یک بیماری به اسم "تب کریمه کنگو" شایع شده است که گویا خطرناک نیز می باشد و تاکنون چند نفری را هم به کام مرگ کشانده است. دیروز در یک برنامه ی تلویزیونی علائم بیماری را می گفتند که من متوجه شدم چند نمونه از علائم را دارم، برای...
سربرگ - تاریخ: 1397/4/27 ساعت: 15:07
و باز هم جرات نداشتم نوشته هایم را پاک نکنم... پاک کردم و لعنت بر من... به راستی آن هنگام که قدرت اختیار &
اسارت - تاریخ: 1396/8/5 ساعت: 4:01
تقریبا داشت کم کم نوشتن یادم می رفت،یعنی حتی دوست نداشتم بنویسم...انقدر از خودم دور شده ام که دیگر حوصله با خودم بودن را نیز ندارم... تمام معانی از زندگی زناشویی را گم کرده ام،و به اسیری شباهت پیدا کرده ام که زبانش را دوخته اند و چشمانش را کور کرده ا
مقدمه - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 1:30
وقتی در روزهای سخت زندگی قرار میگیرم به این فکر می کنم که باید یک کاری بکنم تا از مشغله های ذهنی دوری کنم؛ امروز روز سختی هست و شاید بهتره بگویم تازه الان به نصف روز رسیده ام و همچنان باید تحمل کنم، برای همین نوشتن تنها راهکاری بود که به ذهن آشفته ام خطور کرد. ترجیح می دهم بنویسم تا در روزهای خوشی ب
بازگشت❤ - تاریخ: 1396/4/28 ساعت: 1:30
و آن هنگام که از ته دل خدای خود را صدا می کنی بی شک می شنود... آدمیان علاوه بر قدرت شیطانی که می گفتم،روح الهی نیز در وجود خود دارند...پرهام و من با خدا شروع کردیم...شب اولی که با هم صحبت کردیم از اینکه بدون اجازه ی پدر و مادرمان بود شرمنده بودیم و نمی دانستیم باید چکار کنیم... همین حجب و حیا در وجو